بابل :

مشهور به شهر دانشگاهی تقریبادر ۴۵ کیلومتری شمال غربی ساری و ۲۳۰ کیلومتری شمال شرقی تهران در استان مازندران واقع شده است.بابل حدود ۲ مترازسطح دریاهای آزادپایین تراست. جمعیت آن درسرشماری سال ۸۵ برابربا ۲۰۱٬۳۳۵ نفربوده‌است.

موقعیت جغرافیایی:

بابل یکی از شهرستان های مرکزی استان است که از شمال به شهرستان بابلسر، از مشرق به شهرستان های قائم شهر و سوادکوه، از مغرب به شهرستان آمل و از جنوب به کوهپایه ها و دامنه های شمالی رشته کوه های البرز محدود می شود.

 

تقسیمات سیاسی :

شهرستان بابل، شامل 5 بخش مرکزی، بندپی شرقی، بندپی غربی، بابل کنار و لاله آباد، 11 دهستان و 2 شهر ( بابل و امیرکلا ) می باشد.

سابقه تاریخی :

نام این شهر در قدیم مامطیر ( مسکن پیروان میترا ) بوده است. در قرن دهم هنگامی كه محمدخالد حاكم آن بود بازار و عمارتی در آن بنا كرد که به بارفروش ده معروف شد. درسال 160 هـ.ق مازیار بن قارن مسجد جامع آن را بنا نهاد كه شامل مساجد، عمارت، مدارس، دكاكین، سراها، بیوتات و سایه بود. بارفروش به عنوان مركز تجاری به ویژه در دوره صفوی از رونق، آبادی، وسعت و گستردگی برخوردار شد. شاه عباس اول فرمان داد باغ ارم را در قسمت جنوبی شهر بنا كنند. بابل در زمان فتحعلی شاه قاجار نیز اهمیت قابل توجهی پیدا كرد. قبل از انقلاب اكتبر روسیه، بابل از طریق بندر مشهدسر ( بابلسر ) با كشور روسیه ارتباط تجاری داشت و به یكی از مراكز مهم بازرگانی استان مازندران تبدیل شده بود. در سال 1311 این شهر به بابل تغییر نام داد، زیرا رود بابل در غرب آن جریان دارد. شهر بابل با توجه به موقعیت جغرافیایی، نزدیکی به دریا و شرایط طبیعی مناسب در سال های اخیر به سرعت توسعه یافته است.

 

مطبوعات :

بابل نیز به تناسب اندازه وجمعیتش مجلات محلی خاص خودراداردکه میتوان ازآنهابه دونمونه بابلنامه (هفته نامه خبری) وچشمه توسعه (ماهنامه فرهنگی اقتصادی) رانامبرد. همچنین بابلی های مقیم تهران نیزخبرنامه ای فرهنگی وهنری بهاسم بارفروش را منتشرمی کنندکه البته مطالبش منحصربه بابل نیست وباهنرمندان و ادیبان استان مازندران مصاحبه میکند.

 

اهالی مشهور بابل :

سیدحسین، فلاح ، نوشیروانی، نوشادعالمیان، هادی نوروزی، سهراب انتظاری، حسن قشقاوی، امامعلی حبیبی، امیرپازواری، منوچهرطبری  

ویژگی‌های فرهنگی و انسان شناسی بابل :

بابل  علاوه بر مردم بومی،‌ اقلیت‌های بلوچ، ترك، كرد،‌ لر، افغان، گرجی و ارمنی را نیز در خود جای داده است كه هنوز كاملاً با اكثریت محلی تركیب نشده و بسیاری خصایص قومی و فرهنگی خود را حفظ كرده‌اند. از جمله بعضی تیره‌‌های ترك كه در قرون گذشته به منظور جلوگیری از هجوم تركمن‌ها به این نواحی كوچانیده شده‌اند، هم اكنون دربابل  نیز مشاهده می‌شوند. زبان طبری یا مازندرانی،‌ بازمانده زبان ایرانیان قدیم (پارسی میانه) است كه دیرتر و كمتر از سایر زبان‌‌ها تحت تأثیر زبان‌های بیگانه‌ای چون عربی، مغولی و تاتاری قرار گرفته است. تا قرن پنجم هجری، پادشاهان طبرستان به خط پهلوی می‌‌نوشتتند و سكه می‌زدند. دو كتبیه كه به خط پهلوی در رِسِكت در دودانگه ساری و گنبد لاجیم سوادكوه به دست آمده، مؤید این مطلب است. زبان مازندرانی با لهجه‌های مختلف در تمامی نواحی استان متداول است. علاوه بر آن زبان‌های گیلكی در غرب و زبان و لهجه مردمانی كه از شهرهای دیگر به این استان مهاجرت كرده‌اند، نیز رواج دارد. تركی آذری (آذربایجانی)‌ بطور پراكنده در سطح استان و نیز زبان كردی در برخی نواحی شرقی مازندران رایج است. مردم ساكن این استان عموماً مسلمان و شیعه دوازده امامی هستند.

طوایف شهر :

عدهٔ سادات در بابل  زياد است. پس از شهادت حضرت رضا (ع) بعضى از منسوبان آن به مازندران پناهنده شدند. هنگامى‌که يحيى ابن عمر ابن يحى ابن حسين در کوفه شوريد و ميان زنديه ادعاى امامت کرد، برخى از سادات که در جنگ همراه او بودند. پس از دستگير شدن يحيي، به مازندران و ديلمان گريختند و به رياست سيدحسين ابن زيد، از سادات علوى و بنى‌هاشم، از حجاز و سوريه و عراق دسته‌دسته به طبرستان آمدند و اين‌کار در زمان امراى بعدى خاندان علوى نيز دوام داشت.

علاوه بر ساکنان بومى و طوايف محلي، قبيله‌هاى ديگرى در سرا سر شهر  پراکنده هستند: خواجه‌وندها، عبدالملکى‌ها، لک‌ها، گرايلى‌ها، اصانلوها، بلوچ‌ها، افغان‌ها و کردها، که در دوران‌هاى مختلف به‌وسيلهٔ پادشاهان ايران به صفحات مازندران کوچانيده شده‌اند. اين گروه‌هاى مختلف چنان با اهالى درهم آميخته‌اند که بازشناختن آنها از ديگران غيرممکن است. غير از کردها و عدهٔ کمى از ترک‌ها، همه ايشان زبان اصلى خود را از ياد برده و زبان طبرى را آموختند.

Template Design:Dima Group